خانه / اندیشه جوان / سید حسین کاظمینی بروجردی بشناسید!

سید حسین کاظمینی بروجردی بشناسید!

سید حسین کاظمینی بروجردی، فرزند سید محمد علی در سال ۱۳۳۷ در بروجرد متولد شد . در سال ۱۳۵۰ پس از اتمام دوره متوسطه، وارد حوزه علمیه شد. در سال ۱۳۵۸ وی به لباس روحانیت ملبس شد و رسما به فعالیت های دینی پرداخت.

از ۱۳۵۸ چند سالی در مسجد همت آباد واقع در میدان منیریه امام جماعت بود و از همان ابتدای فعالیتش ، دروسی را با عنوان ظهور برای برخی مستمعان تشکیل داد،او در ضمن این جلسات به برخی روایات نامعتبر درباره چگونگی ظهور حضرت ولی عصر(ع) استناد کرد؛ با توجه به  نو  و تازه بودن روایات و ارائه تفسیری شبه عرفانی، مخاطبانی برای سخنانش پیدا شد؛ این سرآغازی برای گسترش ادعاهای کاظمینی بروجردی مبنی بر ارتباط با امام زمان بود .

از دیگر اموری که باعث شد تصویری از سید حسین به عنوان روحانی متفاوت در ذهن مردم ایجاد شود، ظاهر شدن او با شمایلی متفاوت در برخی مراسم مذهبی بود. از جمله اینکه هنگام برگزاری نماز عید فطر با شمشیر و کفن به میان مردم می آمد و بدین وسیله سعی می کرد توجه نماز گزاران را به خود جلب کند .

چنین اقداماتی برای کاظمینی بروجردی تبعات قضایی در پی داشت. در سال ۱۳۷۴ دادسرای ویژه روحانیت با اخذ تعهد، او را از ادامه امامت جماعت منع کرد. از سال ۱۳۷۸ او در مسجد نور میدان خراسان ، نائب امام جماعت شد. [ پدر سیدحسین کاظمینی بروجردی در این مسجد امام جماعت بود] برخی نمازگزاران مسجد نور میدان خراسان گمانه هایی در مورد محمد علی کاظمینی مبنی بر ارتباط با امام زمان داشتند، این مسائله به سید حسین جسارت بیشتری داد تا افکار و عقایدش را با اطمینان خاطر بیشتری برای اهالی محل عنوان کند .

عوام فریبی

سیدحسین کاظمینی بروجردی در دوره جدیدی از فعالیت های خود  این بار قرآن را بهانه ای برای باوراندن مدعیات ش قرار داد، او در دفتر کارش می نشست و آیاتی را از کلام الله مجید را با گلاب زعفران می نوشت و به مراجعین می داد تا مشکلات شان برطرف شود؛ مثلا برای شغل نانوایی آیه (( ن و القلم و ما یسطرون ))، برای چشم پزشکی آیه (( عینا یشرب بها عباد الله )) و برای افراد چاه کن (( و شققنا الارض شقا )) می نوشت و برای گرفتن درجات عقب افتاده نظامیان ، قبولی در مصاحبه گزینش و …. نیز ذکر هایی می نوشت .

او حتی قرآن درمانی را به شکل سیار اداره می کرد و بعضی از افراد را که عمدتا خانم بودند به صورت رایگان به خدمت می گرفت تا برای او بازاریابی کنند! علاوه بر این از فعالیت های فرهنگی هم غافل نبود و سعی می کرد به مناسبت های خاص در موضوعات مختلف مقاله بنویسد و در نظر مردم ، خود را فردی صاحب نظر جلوه دهد .

ادامه این روند باعث شد دادسرای ویژه او را احضار کند و دوباره از او تعهد بگیرد ، اما این اقدامات نیز مانع او نشد .

سال ۱۳۸۱ پدر سیدحسین کاظمینی بروجردی فوت کرد . سید حسین جنازه وی را بر اخلاف احکام شرعی و قانون در ساعات اولیه صبح به دور از چشم مردم در شبستان مسجد دفن و قبر پدر را مکانی مقدس و زیارت گاه تبدیل کرد، بدین ترتیب روند جدیدی برای فعالیت ها اهداف خلاف خود به راه انداخت .  وی به طور مکرر پدر خود را مرجع مظلوم و مقتول اعلام کرد و به اولقب نفس زکیه داد و به مریدان خود این گونه القا کرد که قبر «سید محمد علی کاظمینی بروجردی» از علائم ظهور است!  بنابراین هواداران او با توجه به این که نوید نزدیک ظهور داده شده است  باید به کنار قبر او بروند و قرآن بخوانند!

بعد ها پس از دستگیری وی به عمل غیر قانونی و غیر شرعی خود در خصوص دفن پدرش در مسجد نور اعتراف کرد و با توجه به خلاف وصیت بودن این موضوع ، به صورت کتبی خواستار انتقال قبر وی به جای دیگر شد .

سیدحسین کاظمینی بروجردی گرچه از امام جماعت مسجد همت آباد توسط دادسرای ویژه روحانیت منع شده بود ، ولی با راه اندازی شبکه ای از مریدان به کار خود ادامه داد، او حتی پا را فراتر گذاشت و به مردمی که به او مراجعه می کردند و پرسشهای شرعی خود را می پرسیدند با نظر خودش پاسخ می داد و زیر اطلاعیه ها با عنوان «فرزند بیست وهفتم امام سجاد حضرت زین العابدین»مهر می زد!

 از دیگر اقدامات او اخلال در کار مسجد بود. او که با حکم دادگاه ویژه روحانیت از امام جماعت بازداشته شد به مریدان خود می گفت امامت در این مسجد حق وی بوده و امام جماعت فعلی، غاصبانه اقامه نماز جماعت می کند.

استفاده از القاب و عنوان ها برای فریب مردم بخصوص متدینان از دیگر شگرد های سیدحسین کاظمینی بروجردی است. القابی نظیر «مجیب الدعوه» [از اسامی خداوند تبارک و تعالی بوده]، «کهف المنتظرین»، «آیت الله»، «مرجع تقلید»، «عارف بالله» و … که به صورت فراوان در اعلامیه های او دیده می شد . کاظمینی بروجردی علیرغم نگذراندن دروس حوزوی در سطوح عالی اما خود را از زمره مراجع تقلید معرفی می نمود و مدعی بود که به دلیل کثرت رساله های علمیه چاپ شده از سوی مراجع تقلید او از چاپ رساله خودداری کرده است .

او اگرچه هیچ نسبتی با مرحوم ایت الله العظمی بروجردی نداشته، اما سعی می کرد از این تشابه اسمی نهایت استفاده را ببرد .نکته دیگری که مورد سوء استفاده وی قرار گرفت «سیادت» او بود ، کاظمینی بارها از اینکه نسبت بیست و هفتمش به امام زین العابدین می رسد بهره تبلیغاتی برد !

برخورد قضایی

علیرغم چندین نوبت برخورد قانونی دادسرای ویژه روحانیت با سیدحسین کاظمینی بروجردی سپردن و اخذ تعهد مبنی بر تعطیل کردن فعالیت های خلاف شرع اما سیدحسین کاظمینی بروجردی به فعالیت های ضددینی خود ادامه داد، در نهایت از جانب دادسرای ویژه روحانیت درتاریخ ۸/۵/۱۳۸۵ به او رسما اخطار داده شد که از اقدامات ضد دنی دست خودداری کند اما او به هواداران ش اعلام کرد که «حکم قتل من از سوی برخی مسئولان صادر شده و کسانی به من هشدار می دهند، آمادگی خود را برای حمله به من و هوادارانم اعلام کردند و من از این پس وضوی خون می گیرم و شما هم بروید با خانواده های خود وداع کنید و آماده شهادت باشید»، همان روز حدود ۷۰ نفر از مریدان بروجردی به مناسبت ولادت «حضرت ابالفضل (ع)» مقابل منزل وی تجمع کردند و از او اعلام حمایت کردند. در تاریخ  ۱۵/۶/۱۳۸۵ افرادی ناشناس اقدام به توضیع تراکت تبلیغاتی کاظمینی در بین سرنشینان خودروهای عبوری و پارک شده در حوالی میدان خراسان کردند .

در تاریخ ۱۷/۶/۱۳۸۵سرنشینان یک دستگاه خودروی پراید ، اعلامیه های کاظمینی را میان اهالی افسریه توضیع کردند و خواستند روز نیمه شعبان در منزل او حضور یابند . در ۱۸/۶/۸۵ سید حسین شب نامه ای را منتشر کرد و در آن خود را پیشوای مذهبی مردم ایران نامید و به ارکان نظام حمله کرد .

کاظمینی بروجردی همچنین با ارسال نامه های متعدد به جوامع بین المللی خارج از کشور همانند اتحادیه اروپایی ، خاویر سولانا، پاپ بندیکت شانزدهم و سازمان حقوق بشر اقدام به جو سازی علیه نظام کرد . وی در نامه ای که به پاپ با طرح ادعاهای کذب خطاب به آنان نوشت: « پیشوای مذهبی مستقل هستم . سالهاست که مورد فشار و اذیت های مختلف هستم ماه ها مورد شکنجه قرار گرفتم . اینک قضاوت را به وجدان بیدار می سپارم که چگونه می توان دست روی دست گذاشت و حراج دیانت و معنویت را ملاحظه کند . استمداد من و دیگر ملت ایران که خواهان  دین منهای سیاست هستند بی جواب مانده، این جانب صاحب بزرگترین جمعیت مستقل مذهبی در ایران هستم که مورد غضب حکومت هستم . گناه من این است که نمی خواهم دین ر با سیاست در هم بیامیزم ».

در نهایت حکم دستگیری کاظمینی بروجردی توسط دادسراس ویژه روحانیت صادر و برای بازداشت او در ۹/۷/۱۳۸۵ اقدام شد . اما وی ضمن عدم تمکین اقدام به فراخوانی مریدان و جو سازی علیه نظام و مسئولان و اخلال در نظم امنیت عمومی کرد و حتی خیابان نزدیک منزلش را مسدود و برای حاضران سخنرانی تحریک آمیز ایراد کرد . با چنین القایی هواداران وی برای دفاع از او جو زده شدند و در نیمه شب ۱۲/۷/۱۳۸۵ تا وقت سحر در حالی که اسلحه سرد به دست داشتند در محل سکونت او رفت و آمد می کردند . این تجمع بدون مزاحمت نبوده و طرفداران بروجردی چند مامور بسیجی را مورد ضرب و شتم قرار دادند و به یک روحانی توهین کردند و به یک ماشین نیروی انتظامی نیز حمله کردند .

تجمع هواداران و مریدان در مقابل منزل کاظمینی واقع در خیابان اوستا در روزهای ۱۳ و ۱۴/۷/۱۳۸۵ به اوج خود رسید که البته مورد توجه ضد انقلاب خارج نشین قرار گرفت .

ارتباط با عناصر ضدانقلاب

سیدحسین کاظمینی بروجردی مدتی پیش با برنامه ریزی و حمایت تبلیغاتی رسانه های خارج از کشور با ادعای ارتباط با امام زمان، دادن اذکار عجیب به مردم و ادعای حل مشکلات آنان و ادعای رهبری دین سنتی و مکاتبه با سران کشورهای اروپایی و غربی و هم چنین پاپ و مصاحبه با رادیو و رسانه های خارجی سعی در ایجاد آشوب و جنجال و بزرگ نمایی خود داشت . وی در ادعاهای کاذب خود مدعی شد که نوه آیت الله العظمی بروجردی است در صورتیکه بعد از دستگیری سطح پایین علمی و نسب واقعی اش برملا شد. اوج فعالیتهای تبلیغاتی کاظمینی بروجردی و همراهانش در مهرماه سال گذشته اتفاق افتاد و به سرعت فروکش کرد.

در این حال جرج بوش مدتی پیش در حمایت از به اصطلاح آیت الله کاظمینی بروجردی سخنانی در دفاع از آزادی مذهبی و حقوق فردی ایراد کرد. سید حسین کاظمینی بروجردی با تبلیغات و چاپ عکس خود در کنار مرقد حضرت امام موسی کاظم علیه السلام و مقبره پدر و پدربزرگش در بروجرد آنها را در روستاها و شهرستانها توزیع می کرد. برای حضور مردم در جلسات سخنرانی اش از پول صدقات اتوبوس تهیه می کرد و به شدت در تلاش برای تشکیل جلسات پرجمعیت تر و شلوغ تر بود. بروجردی با تکیه بر بیان اغوا کننده خود توانسته بود عده ای از مردم ساده و ناآگاه را در اطراف خود گردآورد. وی مدعی رهبری اسلام سنتی و دین سنتی شده بود.

حمایت و رسانه های خارجی و ماهواره ها از وی باعث توهم رهبری و مرجعیت در وی شده بود. در این بین ارتباطات خاص و بعضا مسئله داری که از آن سوی مرزها با وی برقرار می شد باعث شد تا نوعی خود شیفتگی سیاسی و دینی در هدایت یک انقلاب و براندازی جمهوری اسلامی در او ایجاد شود. او شعرها و دعاها را در آهنگهای مختلف می خواند و با اظهارات عجیب و غریب عناصر غیرمذهبی و ناسالم را در اطراف خود جمع کرده بود. وی از خواندن صحیح قرآن و مفاتیح الجنان عاجز بود. در فیلم های ویدئویی که خود از خود تهیه نموده اکثرادعیه را هم از لحاظ لفظی و هم از لحاظ معنوی غلط می خواند. از جمله قبل از شروع نماز به خداوند خطاب می کند:« یا من لایغیر ذنبه لا هو» ای کسی که گناهش بخشیده نمی شود الا او که این جمله اگر با اگاهی بود شرک محسوب می شد.وی در جلسات محاکمه انگیزه خود را قدرت طلبی و سوء استفاده از سادگی مردم می داند. وی تاکید می کند وقتی مردم جاهل به من سواری می دهند چرا سوار نشوم ؟ وی در اخرین جلسه دادگاه خود را فریب خورده ضد انقلاب خارجی دانست وتاکید کرد نوری زاده بارها با وی تماس گرفته و وی را تحریک به استقامت کرد و گفت : « اگر مدت کمی مقاومت کنی ناتو به ایران حمله می کند و کار آنها تمام می شود و تو می شوی رهبری دینی » حتی خانمی از رادیو سوئد زنگ زد و ضمن تبریک گفت هیچ روحانی به اندازه تو روی کره زمین معروف نشده است.

در نهایت مقدمات دستگیری او در ۱۵/۸/۱۳۸۵ فراهم شد و عده ای از ماموران لباس شخصی ناجا در ساعات اولیه صبح برای اجرای حکم به در منزل او مراجعه کردند ، اما کاظمینی سرسختی نشان داد و با فراخواندن هوادارانش قصد خود را برای مقابله علنی کرد . در این فراخوان بیش ۵۰۰ نفر از مریدان وی در محل حاضر شدند و به عقب راندن نیرو های ناجا اقدام، آنها  ضمن سر دادن شعارهایی علیه نظام اقدام به خرابکاری و آسیب به اموال عمومی کردند.

با گسترده شدن دامنه اغتشاشات، شورای تامین با افزودن نیروهای یگان ویژه در ساعت ۴ بامداد ضمن پاک سازی کوچه های اطراف منزل کاظمینی بروجردی حدود ۴۰۳ نفر را دستگیر کردند. ماموران موفق به دستگیری کاظمینی بروجردی شدند. در بازرسی و تفتیش منزل وی۲ قبضه سلاح «ژ- ۳» و تعداد زیادی قمه بدست آمد . از بین متهمین دستگیر شده ۱۷۸ نفر زن و حدود ۲۲۵ نفر مرد بودند. پس از دستگیری کاظمینی رسانه های خارجی این گونه القا کردند که او تحت سخت ترین شکنجه ها است اما بعد ها با پخش فیلم اعتراف این تبلیغات بی اثر شد .

اعتراف های کاظمینی بروجردی

مثلا روی چیزهای الکی و غیر مهم مانور می دادم من تقویم چاپ می کردم عکس مرقد حضرت امام کاظم را میگذاشتم کنار مقبره پدر و پدربزرگم و پدرش که در بروجرد مدفون اند. به عنوان کاظمی بروجردی می خواستم یک جوری تبلیغ کنم بعد آنها را برسونم به اجدادم یا مثلا خمین که فرزند ۲۷ امام سجاد (ع) بودنم را توی تیتراژ وسیعه با عکس های خودم چاپ کردم بعد گفتم ببرند توی دهات ها و شهرستانها طوری شده بود که وقتی می گفتند فلانی اینجا برنامه داره جمعیت فوج فوج می آمدند . می گفته پول رفت و آمدها و اتوبوس را از محل صدقات جمع آوری کنید و اگر هم کم می آمد خودم می دادم و همه اینها از روی هوای نفس بود را داشتم جمعیت جلسه من اینقدر زیاد شود که بین میدان انقلاب و آزادی مردم جمع بشن و برنامه اجرا کنم اگر شما جلوگیری نمی کردید، یقینا جلسه بعدی ام که سیزده رجب بود این اتفاق می افتاد یعنی جوری می شد که استادیوم ها جا نداشت. تزم این بود واقعا من الان نگاه می کنم درسته لذت می بردم و من تو اعترافاتم گفتم وقتی درآخرین منبر در استادیوم شهید کشوری و رفتم روی سن نشستم اون ته سالن را که دیدم سیاهی می زد سرم گیج رفت آن غرور نفسانی مرا گرفت گفتم خوب الحمدلله آدم شدیم این مملکت کسی با دست خالی بدون روزنامه بتونه این جمعیت را جمع کند. وی در پاسخ به این سوال که جمعیت به فرض جمع شوند شما که معلومات کافی را نداشتید، میگوید: خوب من که بحث علمی نمی کردم این اسلام سنتی را این آخری ها در آوردم.

نمی گفتم میخواهم اسلام شناسی بگم نیم ساعت دعا و توسل میخواندم دعا را دیکلمه وار میخوندم قسمتی از زبور، خودم هم شعر می سرودم. صوت خوبی هم داشتم و در آهنگ های مختلف می خوندم خلاصه یک کاری می کردم بیشتر لات ها و بدحجاب ها جذب می شدند به خاطر چی به خاطر اینکه به اینها می گفتم بیاند حاجت بگیرند کمتر هیاتی ها و مسجدی ها می آمدند و از بس که روی اینها روانشناسی کار می کردم و روی مخشان، اینها میخکوب می شدند بلد بودم مخ بتکونم به قول امروزی ها ترید کنم به طوری که افراد انتظار نداشتند من استاد دانشگاه یا … باشم انتظار یک دعاخوان پیشرفته را داشته باشند به دعا نویس مثلا کشوری یا یک چیز گسترده تر. وی در پایان با ابراز ندامت مجدد ابراز می دارد: «کار تخصصی که در حد من نبود نمی بایست می کردم حالت جنون پیدا کرده بودم الان من فکر می کنم که از نظر ایمان، علم و عقل از هر سه تهی هستم من حتی روخوانی قرآن و مفاتیح الجنان را خوب بلد نیستم از اشتباهات خودم از پروردگار طلب عفو می نمایم. اشتباه مقاومت در برابر جلب، اشتباه و نادرستی نامه به سران خارجی، مصاحبه با رسانه های خارجی به زشتی کشاندن صدها نفر و خانواده ام را قبول دارم و روی آن توبه می کنم و از حضرت صاحب الامر و رهبر نظام مقدس اسلامی استدعای بخشش و اغماض برای خودم و خانواده ام و این گرفتاران و بندگان ضعیف النفس که در برابر القائات نفسانی ناتوانیم، را دارم و اینکه بشری جایزالخطا هستم ،مستدعی گذشت و عطوفت می باشم».تمام

 

نامه رضا پهلوی به دبیرکل سازمان ملل

من نیز به هموطنانم می‌پیوندم! و از جامعه جهانی می خواهم تا از کارزار ما، برای آزادی فوری آیت الله (!) بروجردی از زندان، حمایت کنند، آقای بروجردی یک روحانی کاملا مورد احترام است که برای مدت زیادی، مبلغ سکولاریسم از داخل زندان بوده است. ما از شما می‌خواهیم که بدون درنگ، دخالت کنید، چرا که زندگی آقای بروجردی که از سال ٢٠٠٦ در زندان به سر می‌برد، در خطر قرار دارد، و وضع جسمی او به دلیل شکنجه های جسمی و روحی و نبود خدمات درمانی، رو به وخامت گذاشته است.

ما مایلیم توجه جامعه جهانی را به رخدادهای اخیر در زندان مخوف اوین جلب کنیم، جایی که آیت الله بروجردی، زیر آخرین شکنجه‌های روحی قرار گرفته است. ما از آزادی‌خواهان دنیا می خواهیم تا از رژیم ایران بخواهند که به اعلامیه جهانی حقوق بشر که کشور ایران، مدت بسیار زیادی است آنرا امضا کرده، احترام بگذارند.

از این رو است که شورای ملی ایران برای تغییر رژیم یک انتخابات آزاد، منصفانه و شفاف در ایران را دنبال می کند، این هدف مهم، در صورت حمایت جامعه جهانی از آزادی زندانیان سیاسی ایران، عملی خواهد بود.

از توجه شما به این مهم، صمیمانه سپاسگذارم.

با احترام رضا پهلوی

رییس شورای ملی ایران

درباره jameye no

پیشنهاد بررسی

عرفان حلقه: دین ساخته و پرداخته انسان‌هاست!

محمدعلی‌طاهری سرکرده‌ی عرفان حلقه، معتقد است: دین و مذهب نقشی در رسیدن انسان به کمال …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *