خانه / ویژه / انتقادات شدید تحلیلگر manoto خطاب به رضا پهلوی

انتقادات شدید تحلیلگر manoto خطاب به رضا پهلوی

تقابل گروهها و جریان های ضدانقلاب در خارج کشور از ابتدای مبارزات بیهوده و بدون نتیجه شان با نظام جمهوری اسلامی تاکنون تنها ثمره ای که داشته تعدد انی گروهها و مسلک ها و ازدیاد آنها و به تبع آن بی ثمر شدن هرچه بیشتر این مبارزات بوده است.

گروههای که حتی در زمان قبل از انقلاب اسلامی در فضای سیاسی ایران با یکدیگر رقیب بودند نیز در سال های اخیر برای چپاول جیب ایرانیان خارج کشور و گرفتن بودجه از سازمان های دولتی غربی برای مبارزه بی ثمر با نظام اسلامی به شدت با یکدیگر رقابت دارند در این میان هر گروهی که بیشتر بتواند نظر دولت های غربی را برای پیشرو بودند در مبارزه بر علیه نظام اسلامی جلب نماید مورد حمله دیگر گروهها قرار خواهد گرفت به عنوان مثال در دو سال گذشته با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا و سیاست های جنگ طلبانه وی سلطنت طلبان در این کشور و سایر کشور های متحد با آمریکا مورد اقبال بیشتری قرار گرفته اند و این موضوع حسادت و شقاوت دیگر گروههای ضد انقلاب خارج نشین را برانگیخته است.

اخیرا مقاله ای از رضا علیجانی از رهبران و نمایندگان ملی مذهبی در خارج کشور بر علیه رضا پهلوی منتشر شده که نکات جالی را در خصوص شخصیت و مبارزات این شازده پهلوی را شامل می شود جدا از نظرات علیجانی در قبال دیگر موضوعات مطرح شده در این مقاله پرداختن به ایده های وی در خصوص رضا پهلوی بسیار هائز اهمیت است و می تواند تحلیل عمیقی از روابط قدرت در میان جبهه از هم گسیخته ضد انقلاب را ارائه دهد.

علیجانی در این مقاله اعتقاد دارد که پروژه احیای سلطنت با پرچم سازی از رضا پهلوی، نقشه و سناریوی اسب تروای بدنام ترین و تندروترین جناح های نئوکان در آمریکا و افراطیون اسرائیل و سردمداران جدید عربستان است که ناشی از اعتقاد آمریکایی ها به این نکته که رضا پهلوی نسبت به دیگر افراد مخالف حکومت ایران شناخته شده تر و مهم تر از آن در رابطه با تاثیرپذیری (و حتی اطاعت) از غربیان، «نرم»تر است.

وی در ادامه توضیح می دهد که «نگاه به خارجی» خود رضا پهلوی نیز مورد اعتراض وسیع هواداران قدیم و جدید سلطنت هم قرار گرفته است و بعضی فعالان سیاسی بزرگترین اشکال رضا پهلوی را عدم استقلال و نگاه و اتکا به خارج وی می دانند.

علیجانی در ادامه مقاله خود با انتقادات شدیدی که قریب به اتفاق آن نظرات سایر اپوزسیون است رضا پهلوی را مورد نوازش قرار می دهد و می نویسد:” رضا پهلوی کمترین صلاحیت و خصوصیت و ویژگیهای یک رهبر حتی متوسط برای هدایت و مدیریت یک جنبش اجتماعی برای تغییر حکومت در ایران را ندارد. دقیقا به خاطر همین خصوصیات است که وی ابزار اجرای سیاستهای قدرتهای یاد شده می شود. اگر او خود جَنَم و صلاحیتی داشت، می شد خوش بین بود که او خود هم می تواند نقشی در این میان ایفا کند و شاید به خاطر زندگی در دموکراسی های غربی تاثیرات مثبتی هم بر ایران بگذارد و نقشی ولو ضعیف اما مثبت ایفا کند. او از تباری می آید که پدربزرگ و پدرش با طرح و نقشه و دستور خارجی آمدند و رفتند(اردشیر زاهدی بارها روی مسئله وابستگی تاکید کرده است؛ حتی ربیعی فرمانده نیروی هوائی شاه در تعبیری نه چندان محترمانه گفته بود «ژنرال هایزر شاه را مثل یک موش مرده به خارج از کشور پرتاب کرد» فرح دیبا همسر شاه نیز روایت تلخی در این رابطه دارد در همین رابطه نقد و نصیحت های پژوهشگر تاریخ محمد امینی به رضا پهلوی نیز قابل اعتناست.”

علیجانی که زخم شکنجه های رژیم صفاک پهلوی بر جان ملی مذهبی ها هنوز از یادش نرفته محمد رضا پهلوی را هم مورد تفقد قرار داده و با اشاره به ملنگ بودن موروژی این خاندان می نویسد:” او از پدری ضعیف النفس نسب می برد که علیرغم همه قدرت نمایی هایش تذبذبی همیشگی داشت. آموزش گران آمریکایی و نخستین او که می خواستند وی را برای ولیعهدی آماده و تربیت کنند از کم استعدادی او یاد کرده اند که بیشتر بدرد عالم ورزش می خورد. نه خود وی و نه زندگی خانواده و فرزندانش برای بازگشت به ایران سامان نیافته است. آنها اصلا میلی به بازگشت به ایران ندارند. فرزندانش حتی نمی توانند به راحتی فارسی حرف بزنند.”

وی همچنین با اشاره به ثروت های غارت شده و بادآورده خاندان پهلوی می نویسد:”سه، چهار نسل از خاندان پهلوی با سرمایه های مردم ایران زندگی کرده اند. رضا شاه قبل از سلطنت هیچ ثروتی نداشت اما به وقت ترک ایران بیش از دو هزار آبادی داشت که به زور از مردم گرفته بود سرمایه های خارج شده توسط محمدرضا شاه و خانواده اش نیز سر به آسمان می زند. آقای رضا پهلوی این سرمایه را ۶۲ میلیون دلار اعلام می کند! اما منابع دیگر آن را بسیار بسیار بالاتر و منحصر به نقدینگی ندانسته و شامل انبوهی از اوراق بهادار و سندهای ملکی در خارج از کشور و مقدار زیادی جواهرات و… می دانند. ایشان در این مورد هم شفاف عمل نمی‌کند (فریدون هویدا و روزنامه نیویورک تایمز سرمایه‌های خارج شده را با استناد به منابع بانک جهانی بین ۳ تا ۵ میلیارد دلار؛ اردشیر زاهدی و دادستان تهران در زمان شریف امامی ۳۱ میلیارد دلار؛ روزنامه فایننشال تایمز آمریکا ۳۵ میلیارد دلار، ذکر می‌کنند).

در رابطه با مسائل مالی جدا از سرمایه های مردم ایران که توسط خاندان پهلوی از کشور خارج شده مباحث دیگری هم بارها مطرح شده است مانند کمک گیری از هر دولتی با هر ماهیتی و یا این نکته که توسط افرادی که از نزدیک با ایشان سروکار داشته اند، مطرح شده که وی بیشتر دست بگیر دارد تا دست بده و حاضر نیست برای حتی پیشبرد مبارزه با حکومت ایران اندکی دستش را بگشاید!

عادت به خودکم بینی و تاثیرپذیری و تسلیم شدن در برابر خارجی ها و به عکس شنیدن تمجید و تملق از هموطنان متاسفانه در این نوع خانواده ها که از کودکی شاهد دستبوسی امرای ارتش بر خویش بوده اند، رفتار و فرهنگ دوگانه خاصی را بوجود آورده است.

علیجانی از آنجایی که رضا پهلوی را فردی خوشگذران و پول پرست می داند در انتقاد از مشی رهبری وی می گوید:” در اوج اعتراضات دی ماه ۹۶ به علت مصادف بودن این اعتراضات با تعطیلات کریسمس، وی در سفر تفریحی بسر برده و در دسترس رسانه ها نبوده است. حضور ادواری و گهگاه او در عرصه سیاست ایران(که به تعبیر یکی از پرسشگران تلویزیون سلطنت طلب «بیان» همچون امام غایب پشت صحنه اند و هر موقع در ایران جنبش خودجوشی اتفاق می افتد به روی صحنه می آیند)، در این چهل سال نیز بسیار کم رنگ و پر فراز و نشیب و پر مسئله و مملو از شکست بوده است. حضور او بیشتر در دوره هایی بوده که شرایط داخلی یا خارجی ج.ا حاد شده و در آمریکا جریان های تندتر علیه ج.ا سرکار بوده اند. او در صحبت های خصوصی اش هم بیش از هر چیز روی حمایت آمریکایی ها از خودش تاکید و با آب و تاب نقل می کند. رضا پهلوی با سادگی تمام و به صورت خودآگاه و ناخودآگاه نقش خویش در آنچه فرآیند سرنگونی ج.ا می داند را «ارتباط گیری» با قدرتهای جهانی و دولتها تعریف می کند!”

علیجانی در وصف بی اطلاعی و ساده لوح بودن این رهبر فقید اپوزیسیون می نویسد:” شناخت وی از شرایط ایران نیز بسیار سطحی و کمتر از یک خبرخوان ساده اخبار ایران است. وی مدتی پیش در مصاحبه با بی بی سی گفت اگر دانشجویان در انتخابات شرکت نکنند کارت دانشجویی شان مهر نمی خورد و کارمندان اخراج می شوند! و یا در مصاحبه دیگری گفت اغلب عوامل سرکوب در ایران را از خارج آورده اند چون اصلا فارسی حرف نمی زنند! آقای شهریار آهی از افرادی که زمانی به رضا پهلوی بسیار نزدیک بود و گاه مشاور ویژه خوانده می شد، وی را اساسا «فردی غیر سیاسی» می داند! رضا پهلوی نه تحصیلات ویژه ای کرده است و نه دانش خاصی دارد. وی مقابل دوربین می نشیند و جشن پوریم را به ملت اسرائیل تبریک می گوید و آن را به کوروش و منشور او و بازگشت یهودیان به سرزمین شان ربط می دهد. در حالی که این جشن هیچ ربطی به این مسائل ندارد و در رابطه با خشایارشاه و حکایت استر و مردخای و هامان است. مثل اینکه کسی بخواهد جشن نوروز را شادباش بگوید اما به پایان ماه رمضان و عید فطر اشاره کند! او این قدر هم از تاریخ کشورش نمی داند و مشاور و نویسنده نطق ها(که گاهی اوقات حتی برخی روزنامه نگاران طنزپرداز بوده اند) و فیلمبردار و توزیع کننده ویدئویش هم آنچنان کم دانش هستند که وی را از این اشتباه عجیب آگاه نمی کنند!

داستان حلقه های پیرامون او در این چهل سال و اختلاف و جدایی و خصومت شان با وی و جابه جا شدن ادواری این حلقه ها نیز خود مهم ترین نمونه قابل مطالعه از ویژگی ها و توانمندی های رضا پهلوی است.

وی با هر یک از جمع های پیرامون خود ادعاهای بزرگی هم چون «داشتن راه حل برای همه مشکلات مملکت با بکارگیری انواع متخصصان در حوزه های مختلف» را مطرح می کند. اما بعد از کوتاه مدتی آن جمع همچون حبابی می ترکد و فراموش می شود تا نوبت به جمع دیگری برسد. تلویزیون«افق ایران» به عنوان تلویزیون اختصاصی شاهزاده رضا پهلوی با این ادعا که در بسیاری از رسانه ها «نفوذ» شده، و حتی مقایسه این شبکه با CNN! با سروصدا شروع به کار می کند؛ اما بعد از مدتی فروکش می کند و رسما اعلام می شود که این رسانه ربطی به دفتر سیاسی شاهزاده ندارد! و وی ارتباط مالی اش را با این رسانه قطع می کند.”

علیجانی که از دست سلطنت طلبان و ضربه هایی که این تشکیلات از هم گسیخته به مبارزات آنها در خارج کشور زده با اشاره به منش رضا پهلوی در زندگی شخصی اش می نویسد:” وی خیلی اهل دوستی و وفا و رعایت دیگران حتی خادمان و خدمتکارانش نیست و نیز برخی از نزدیکان سابق به وی معتقدند او توانایی مدیریت دفترش را ندارد چه برسد به یک مملکت. رضا پهلوی سعی می کند خود را بین دو صندلی سلطنت و جمهوریت جا دهد اما گاه در مصاحبه های غیرفارسی شوقش را برای کسب تاج و تخت پنهان نمی کند! در برخی مصاحبه های گذشته اش نیز صراحت زیادتری در اشاره به تمایل بیشترش به نظام پادشاهی تا جمهوری دارد که می گوید پادشاهی به هزار و یک دلیل بهتر هست بعضا می گوید در مقام یک پادشاه غیر سیاسی و عامل وحدت، می تواند مثمرثمرتر باشد! وی در جای دیگر به صراحت می گوید نظام پادشاهی از جمهوری بهتر است اما گاه با شدت و حتی عصبانیت نقش بی تاثیر یک پادشاه سمبلیک و غیرمداخله گر را رد می کند اگر تاریخ های این مصاحبه ها را از نظر بگذرانیم می بینیم در دو مصاحبه در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ بر پادشاهی (عمدتا نمادین و غیرسیاسی و غیرمداخله گر) تاکید می کند. اما در سال ۲۰۱۶ با عصبانیت پادشاهی نمادین و بدون اختیار را نقد می کند. ولی باز در سال ۲۰۱۸ به پادشاهی نمادین می رسد و مداخله گری را عامل خراب شدن وضعیت مملکت و به نوعی استبداد می داند!

این عدم شفافیت و یا تردید و تذبذب را نه تنها در ترجیح شکل حکومت از دیدگاه آقای پهلوی بلکه حتی در نقشی که وی می خواهد شخصا در عرصه سیاسی ایران برعهده بگیرد می بینیم. یعنی او گاه می خواهد پادشاه نمادین و غیرسیاسی باشد. گاه می خواهد پادشاه مداخله گر و صاحب اختیار باشد. گاه می خواهد «یا پادشاه یا رئیس جمهور» شود! می گوید :«اگر بعد از سرنگونی بهتر از من آدمی برای اداره امور مملکت پیدا نمی کنید بیایید بگویید بیا بشو رئیس جمهور. من هم کاندیداش میشوم. اگر بگویید اکثریت ما پادشاهی میخواهیم، شما همانجا باش به عنوان یک سمبل. همین!») و گاه احساس پیری و بازنشستگی می کند و تصریح می کند اصلا بدنبال قدرت سیاسی نیست و می گوید«من نه دغدغه حکومت دارم و نه قدرت؛ در این سنی هم که رسیده ام، بهترین نقشی هم که می توانم برای هموطنانم ایفا کنم نقش مشورتی و نصیحتی است. فاصله زمانی مصاحبه ای که وی اصلا نمی خواهد در قدرت باشد و بدنبال نقش نصیحت گری و مشورتی است با مصاحبه بعدی که در هر صورت می خواهد در قدرت باشد (یا پادشاه یا رئیس جمهور) چهار ماه است!(یکی فوریه ۲۰۱۸ و دیگری ژوئن همین سال). آقای پهلوی، شاید به خاطر راحت طلبی همیشگی، اما نمی خواهد هیچگاه کار پرزحمتی داشته باشد و در نقش یک رهبر مسئول و هدایت گر جنبش مردمی ظاهر شود. وی در یک مصاحبه با عصبانیت این گونه نقش ها را نفی می کند و در میان تعجب و سئوالات و توضیحات مکرر و پراصرار مجری سلطنت طلب، این نوع توقعات را عبث و رویایی می نامد.

علیجانی در نقد رضا پهلوی به تنبلی و تن پرور بودن وی اشاره می کند و می نویسد:” پهلوی هر گاه در مورد کاهلی ها و کم کاری هایش مورد نقد قرار می گیرد به شدت عصبانی می شود و این را به بت سازی و شخصیت گرایی سلطنت طلبان (که البته در جای خود حرف صحیحی است)، نسبت می دهد. او نمی خواهد به هیچوجه در راحتی زندگی اش خللی وارد شود. و البته این با دوست داشتن نقش رهبری جنبش و شاه مملکت نمی خواند. شاید به خاطر همین پارادوکس است که او در مرحله اول دوست دارد «رابط» با خارجی ها باشد و در مرحله دوم رهبر ایجاد کننده ائتلاف بین مخالفان. در این مورد هم بهتر است زحمت کار به دوش ایشان نباشد و خود مخالفان با خودشان ائتلاف و ایشان را رهبر خودشان کنند. اگر کمی با ادبیات وی آشنا شویم به خوبی می فهمیم که ایشان وقتی سخن از ضرورت همبستگی و ائتلاف برای پیشبرد مبارزه علیه ج.ا می گوید مسئله رهبری خود و اینکه این همبستگی باید حول محور وی شکل یابد را نیز به طور تلویحی و غیرمستقیم بیان می کند. ضرورت ائتلاف و همبستگی یعنی تاکید بر جمع شدن همگان حول وی و پذیرش رهبری او. شاید یکی از مهم ترین علل شکست رضا پهلوی در شکل دهی یک ائتلاف از مخالفان، جدا از نظرگاه ها و یا مشکلات خاص مخالفان در همه صفوف سیاسی؛ همین خواست محور قرار گرفتن و خودرهبرپنداری وی است که حاضر نیست همسطح دیگران قرار گیرد. او گاه حواسش نیست و فکر می کند صاحب مملکت در دوران گذار از ج.ا است که با ساده دلی تعبییر«تحویل دادن» را بکار می برد و می گوید«تا آن روز که بتوانم مملکت را تحویل بدهم به منتخبان مردم!»”

نکته آخری که رضا علیجانی قصد دارد به رهبر اپوزیسیون نسبت دهد این است که رضا پهلوی هیچگاه نمی تواند در قالب نمادین پادشاهِ به قول خودش «بالا و ورای جریانات و عقاید» قرار گیرد. چرا که او همواره پرچم و عمود خیمه سلطنت طلبان است و از اساس نمی تواند چتر بالای سر جمهوری خواهان هم باشد. پارادوکس دوم اینکه حضور او در فضای سیاسی با موضعگیری های مشخص در هر مورد ریز و درشت، هم نمی تواند با «پادشاه نمادین غیرسیاسی» قابل جمع باشد. خروج از این دو پیله بزرگ جز با خروج از گفتمان سلطنت طلبی و دست شستن از تلاش بیهوده برای نشستن بین دو صندلی میسر نیست.

درباره jameye no

پیشنهاد بررسی

تلاش بهائیت برای ارائه تصویری غیرواقعی از اسرائیل!

بدون شک نقش یهود و نفوذ افرادی همچون عبدالخالق یزدی و…، در ایجاد و نفوذ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *