خانه / فرقه های ضاله / قطبیت، کپی برداری صوفیه از نسخه ولایت شیعی!

قطبیت، کپی برداری صوفیه از نسخه ولایت شیعی!

 پستی در اینستاگرام منتشر کردیم که در آن گفته شده بود: یکی از زمینه‌های نزدیکی تشیع و تصوف، مفهوم ولایت است که در شیعه جایگاه بلندی داشته و صوفیان نیز برای این مفهوم ارج زیادی قائل‌اند. ازاین‌رو نومتعلمان صوفی به پیوند ولایت در سایه عنایت پیر و مراد نیازمندند. نظریه صدور معرفت از مراد به مرید که خاص صوفیه است، در اصل مشابه انتقال ولایت از امامی به امام دیگر است. همچنین وجود پیر و استاد روحانی که برای دستگیری و هدایت نوکاران لازم است، شبیه نقش امام در تشیع است که پیر کامل بوده و خود مظهر حقیقت است و مفهوم انسان کامل در وجود امام تحقق یافته است و معرفت امام در حکم شناخت نام رمزی خداوند است. [۱] یکی از کاربران ما مخالف این موضوع بود و این مطلب را درست نمی‌دانست.

کاربر: بنده با مطلب این پست موافق نیستم. اولاً این قیاس آقای ستاری، این مطلب را تداعی می‌کند که یا تصوف از دل تشیع بیرون آمده و یا چون تصوف از الگوهای مرسوم در شیعه پیروی می‌کند پس قابل اعتناست. دوماً آقای جلال ستاری یک اسطوره پژوه هستند و نظراتشان همیشه جامع نیست و بیشتر از باب اسطوره شناسی است. سوماً در شیعه هم لزوماً بدین شکل نیست و بعضی از مراجع، در تقلید قائل به تبعیض هستند و شما می‌توانید مقلد مرجعی بوده و در بعضی از امور و مسائل از مرجع دیگری پیروی نمایید.

من: با مروری بر اوضاع تصوف از قرن چهارم و شروع خانقاه محوری در صوفیه که در آن رباط‌ها شیوخ صوفی شروع به پرورش شاگردانی کردند… این مسئله بدیهی به نظر می‌رسد. ضمن اینکه این نظریه منحصر به ستاری نیست و سایر صاحب نظران حوزه تصوف ازجمله زرین‌کوب، دکتر غنی، نصر و… همین عقیده را دارند… حتی با مطالعه کتاب فصوص الآداب باخرزی و آداب خانقاه و مرید و مرادش، به این حقیقت رهنمون می‌شوید. این الگو قطعاً برداشت از الگوی معصوم بوده و اطاعت بی‌چون‌وچرای دراویش از اقطاب و مشایخ، کپی‌برداری از ارادت شیعیان به ائمه هدی (علیهم السلام) بوده است. نکته دوم اینکه لزوماً نظر جناب ستاری فرمایشات شما را تداعی نمی‌کند، چون به‌صرف الگوبرداری از چیزی، لازم نمیاد که الگو گرفته زائیدهٔ الگو دهنده باشد و می‌تواند نقش مکمل و پرورش دهنده را ایفا کند. سخن آخر اینکه مدخل بحث تقلید را متوجه نشدم! سخن از تبعیت معصوم (علیهم السلام) بود نه تقلید از غیر معصوم.

کاربر: بحث پیر و مرید الگو گرفته از معصوم نیست. فراماسون‌ها هم از این الگو تبعیت می‌کنند و با توجه به فلسفه آن‌ها نمی‌توانند از ائمه الگو گرفته باشند. پیر و مرید در بسیاری از داستان‌های غیر اسلامی وجود دارد، ازجمله داستان معروف خضر نبی و موسی نبی که طبیعتاً ازلحاظ تاریخی به قبل از اسلام برمی‌گردد. برخلاف نظر جناب ستاری اگر هم متصوفه ادعای الگوبرداری از ولایت امام به امام را بنماید قیاس مع‌الفارق است، چون ارتباط امام با امام ارتباط پیر و مرید نیست. اما در مبحث تقلید باید بگویم که تقلید از چند مرجع به‌طور هم‌زمان توسط مقلد در مذهب شیعه که به آن تبعیض گفته می‌شود با مفهوم پیر و مرید که در آن مرید فقط از یک شخص، یعنی پیر پیروی می‌کند منافات دارد و این جدا از بحث معصوم است، مگر اینکه پیر خود را معصوم بداند که این ادعا بر گردن مدعی است.

من: اصلاً بحث تقلید نبود، بحث تبعیت از معصوم است که در هر زمان فقط یک امام واجب‌التعظیم است و با مفهوم مراد و مرید هم تطابق دارد. خصوصاً اینکه با همین مبنا امثال سید حیدرها در قرن ۱۰ برای نزدیکی تصوف به تشیع تلاش کردند تا جایی که تصوف را همان تشیع واقعی دانستند. صوفیان امروزی مانند فرقه سلطان علیشاهی نیز از همین مدل، الگو گرفته و به دنبال نزدیک نشان دادن و حتی یکی دانستن خود با تشیع هستند. ایشان معتقدند جایگاه قطب در صوفیه همان جایگاه امام در میان شیعیان است، لذا در نشریه منسوب به این فرقه آمده است: «در حقیقت همان‌طور که در تصوف هر مرشدی با قطب عصر و زمان خویش در تماس است، در تشیع نیز تمام مراتب روحانی در هر عصر و زمانی ازلحاظ باطنی با امام پیوستگی و ارتباط دارد، اعتقاد به وجود امام به‌عنوان قطب عالم امکان با مفهوم قطب در تصوف تقریباً یکسان است». [۲] از این سخن، الگوبرداری صوفیه از بحث امام در تشیع کاملاً مشهود است.

درباره jameye no

پیشنهاد بررسی

مقایسه «بازدارندگی از زنا» در اسلام و بهائیت

یک پژوهشگر در زمینه‌ی بهائیت به همراه مبلّغی بهائی، به بررسی میزان بازدارندگی حکم زنا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *