خانه / فرقه های ضاله / اقرار بزرگان صوفیه به ترک نماز و شریعت

اقرار بزرگان صوفیه به ترک نماز و شریعت

در پیج اینستاگرام داستانی از انحرافات عقیدتی صوفیه نقل کردیم از این قرار که شخصی راهزن به نام صفّار توسط ماموران حکومتی بلخ دستگیر می‌شود و به خاطر شباهتی که با مرد الهی َبلخ «پوریای_ولی» دارد، با نقشه‌ای از پیش تعیین شده در کسوت آن مرد الهی، شروع به شریعت گریزی کرده و علناً تکالیف_شرعی را نقض می‌کند و وقتی با اعتراض مردم و همراهان مواجه می‌شود، این توجیه صوفیانه را به عنوان دلیلی محکم بیان می‌کند که «انجام تکالیف شرعی برای کسانی هست که تازه قدم در راه معرفت گذاشته‌اند اما برای من که عمری در این راه سپری کرده‌ام خواندن نماز و گرفتن روزه واجب نیست!» درواقع، شریعت گریزی از عقاید صوفیانه است که در کتب مختلف ایشان به زبان‌های گوناگون و در قالب نثر و نظم بیان گردیده است! بعد از نقل این داستان، یکی از دارویش که از مخاطبان پیج نیز بود به شدت نسبت به این داستان و انتساب شریعت گریزی به صوفیان، اعتراض کرد و آن را امری دروغ خواند.

صوفی: واقعاً برای شما متأسفم. چرا این دروغ‌ها را به تصوف نسبت می‌دهید. در کجا این‌چنین دروغ‌های بزرگی نقل شده است.

من: بسیاری از محققین صوفی پژوه یا مشاهیر صوفیه به این امر اعتراف کردند. مثلاً دکتر غنی از محققین مشهور در حوزه صوفی پژوهی در کتابش می‌نویسد: «گاهی مشایخ صوفیه به‌مقتضای زمان، شرع را از شروط تصوف می‌شمردند و گاهی هم قیودی می‌گذاشتند. [۱]. این یعنی اینکه یک صوفی، شرع برای او در یک‌زمان، واجب و از وظایف درویشی به شمار می‌رفت و در زمان دیگر، شرع را از وظایف سالک و درویشی نمی‌دانستند.

صوفی: حالا این دکتر غنی یک حرف مزخرفی زده، شما چرا برای خودتان، تفسیرش می‌کنید.

من: اولاً باید بگویم که فقط دکتر غنی نیست که این انحراف را بیان کرده است! بلکه خود صوفیان هم به این موضوع اقرار کردند. ثانیاً شما سخن کسی را مزخرف میدانید که خودش ارادت ویژه‌ای به تصوف داشته است. ثالثاً یک سند دیگر ارائه می‌کنم تا به شما نشان دهم که خود متصوفه به این انحراف، اعتراف کرده‌اند. محمد معشوق مردی بود که هرگز نماز نمی‌کرد، یک روز او را به‌اجبار گفتند: نماز بخوان، چون در نماز شد و گفت: الله‌اکبر، خون از وی جدا شد، گفت: می‌گویم حائضم و شما باور نمی‌کنید. [۲]

صوفی: واقعاً خنده‌دار بود. این هم یک مزخرف و یک دروغ دیگر.

من: شما میدانید که چه کسی این داستان را نقل کرده است که این‌طور، میگویید مزخرف گفته است؟ این داستان توسط عین القضات همدانی از مشاهیر صوفیه نقل شده است. حالا به نظر خودت مزخرف گفته یا نه؟

صوفی: دروغ بستن به بزرگان عرفا کار زشت و گناه بزرگی است. از کجا این دروغ را درآوردی؟

من: می‌توانی اسم کتاب‌های عین القضات رو بگویی؟! اصلاً ایشان را می‌شناسی؟ من این مطلب را در کتاب یکی از دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) به نام غزالی دیدم که از بزرگان تصوف است. این مطلب در کتاب مجموعه آثار فارسی احمد غزالی است. حالا فهمیدی از کجا آوردم.

صوفی: دروغ شما ثابت شد. شما می‌گویید که این داستان توسط حضرت عین القضات همدانی گفته شده ولی بعد از آن می‌گویید که در کتاب غزالی است!

من: شما یا واقعاً متوجه نیستی و نمی‌فهمی یا خود را به نفهمی زدید. خوب این داستان را غزالی از عین القضات نقل‌قول کرده و در کتاب خود نوشته است. نکته دیگر اینکه شریعت گریزی صوفیه امری نیست بتوانید آن را انکار کنید. به عنوان مثال محمد غزالی در کتاب خود به شدت بر صوفیانی که شریعت گریز هستند تاخته و ایشان را کافر و ریختن خون ایشان را حلال شمرده است!!! [۳] موارد بسیار زیادی از اعتراف بزرگان صوفیه در شریعت گریزی متصوفه موجود است که در کتب معتبر صوفیه نقل شده است.

درباره jameye no

پیشنهاد بررسی

چرا بهائیت خود را آخرین دین می‌داند؟!

مبلّغی بهائی و یک پژوهشگر در زمینه‌ی بهائیت، موضوع تناقض ادعای خاتمیت در بهائیت، با …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *