خانه / یادداشت و تحلیل / مرجعیت شیعه محکم در برابر استعمار ایستاده است

مرجعیت شیعه محکم در برابر استعمار ایستاده است

نشست علمی «غربزدگی و نفوذ استعمار در ایران»، همزمان با سالگرد بزرگداشت تاریخ نگار و پژوهنده معاصر، مرحوم حجت الاسلام علی ابوالحسنی (منذر) در مؤسسه سرچشمه برگزار شد.

استعمار در اندیشه علی ابوالحسنی

حجت الاسلام صادق ابوالحسنی در این مراسم از علی ابوالحسنی به عنوان یک اندیشمند بزرگ در تاریخ و تاریخ نگار و برجسته یاد کرد که عملاً جزو پدیده‌های روزگار به شمار می‌رفت و در عین خاکی بودن، افلاکی بود.

وی یکی از ویژگی‌های مرحوم منذر را ژرفای دانش دشمن شناسی در نگاه و آثار ایشان دانست و افزود: یک ویژگی مهم ایشان این بود که سینه‌اش آکنده از اسرار تاریخ بود و در عین حال غیرت یک عالم را داشت. اسرار مهم تاریخ ایران و تاریخ تشیع که بعضی از آنها را در عمر کوتاه خود به سینه تاریخ سپرد، اما بسیاری از اسرار تاریخ را در سینه خود مدفون گذاشت.

ویژگی شجاعت، غیرت دینی و تسلط نسبت به امور فکری و تاریخی، ترسی در جبهه باطل نسبت به ایشان ایجاد کرده بود به طوری که بارها مورد تهدید و ترور قرار گرفت، اما ایستادگی کرد.

در دهه ۶۰ که ایشان وارد مبارزه با جریان غربزدگی شده بود، بارها تا آستان مرگ پیش رفت و چون حرف منطقی برای مبارزه با وی نداشتند بارها خانواده او را تهدید کردند. حال سوال این است که چه در سینه و فکر استاد بود که احساس می‌کردند جز گلوله و تخریب او راهی برای مبارزه ندارند؟ اینجاست که به وجود ژرف دشمن شناسی در شخصیت مرحوم ابوالحسنی پی می بریم. امروز باید مقداری از این ویژگی‌ها را برشمرد.

وی در ادامه سخنان خود به سیاست ماهیت استعمار در اندیشه ابوالحسنی اشاره کرد و افزود: این اندیشه سه لایه دارد. یکی بحث نگرش قرآنی، دوم بحث پیوند وجه فلسفی و سیاسی در غرب و سوم سیر حرکت تاریخی استعمارگران در اندیشه مرحوم ابوالحسنی است که آیات قرآنی بسیاری قابل تطبیق در جریان استعمار در این زمینه وجود دارد. مرحوم ابوالحسنی معتقد بود امروز آمریکا و استثمارگران نسبت به اسلام و ایران شیعی دقیقاً همین نوع نگاه عنکبوت به حشره را که در قرآن از آن یاد شده است، دارند. این نوع نگاه، نگاه عنکبوت به طعمه و شکار خود است. ابوالحسنی می‌فرمودند ایران ظرف است و شیعه مظروف.

اومانیسم؛ مقدمه امپریالیسم

وی معتقد بود که استعمار هم مظروف است و تا منشأ عالم و آدم را نشناسیم استعمار را هم نخواهیم شناخت و معتقد بود اومانیسم مقدمه امپریالیسم است. این نسبت، وجه فلسفی استعمار را نشان می‌دهد. کتاب لیبرالیسم و امپراطوری، تألیف «اودی سینگ مهتا» که پیوند امپریالیسم را با استعمار بیان کرده به این امر می‌پردازد که چطور اومانیسم به امپریالیسم منتهی می‌شود. لذا مرحوم ابوالحسنی می‌گفتند لازمه ذات امپریالیسم، اومانیسم و برخاسته از اهداف آن است. ماهیت استعمار، ماهیت صلیبی است و بعد اسلام ستیزی آن جهاد صلیب و کلیسا است که با فرمان پاپ حرکت کردند و برای تسخیر کشورهای اسلامی آمدند. دقیقاً سیر حرکت استعماری تار عنکبوتی که از پرتغالی‌ها شروع می‌شود و به سواحل جنوب هند می‌رسد و از آنجا به خلیج فارس می آیند و بندر هرمز را می‌گیرند. انگلیسی‌ها، هند را تسخیر می‌کنند و از این سو در جهان اسلام نفوذ می‌کنند.

حجت الاسلام ابوالحسنی افزود: برای غارت ثروت‌ها به برده کشی ملت‌های شرق می‌پردازند و در این میان نقش ایران یک نقش کلیدی است. اگر تحول در ایران ایجاد شود، کلید انقلاب شرق است و برای انقلاب شرق، روسیه باید اول، ایران را تسخیر کند. از اینجا بود که استعمار به طور ویژه روزنه‌های نفوذ را در ایران ایجاد کرد.

ابعاد نفوذ در آثار ابوالحسنی مختلف است که از اولین روزنه‌های نفوذ، بعد نظامی آنها است. روزنه‌های نفوذ در آثار ابوالحسنی بسیار زیادند و یکی از مظاهر آن نفوذ در ظواهر مردم ایران است.

روحانیت و مرجعیت شیعه محکم در برابر استعمار ایستاده است

در ادامه این مراسم موسی حقانی، رئیس مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران به ذکر سخنانی درباره حجت الاسلام علی ابوالحسنی پرداخت و گفت: ابوالحسنی جلسات مفصلی در خصوص تاریخ قاجار و تاریخ غرب داشته که نوارها و آثار آن موجود است. اگر ساعت‌ها برای مطالعه این آثار و دیدگاه‌ها وقت صرف شود، باز هم جا دارد که اهتمام ویژه در این زمینه داشته باشیم.

وی افزود: ابوالحسنی چند ویژگی برای روحانیت شیعه بر می‌شمرد که می‌توان از آنها به عنوان اصول شیعه یاد می‌کرد. این هفت اصل در رفتار سیاسی و فرهنگی مرجعیت شیعه حاکم بوده است که شامل صیانت از تشیع، صیانت از ایران، مبارزه با استثمار و استبداد، دفع افسد و فاسد و … می‌شود. اگر کسی به این اصول مسلط نباشد نمی‌تواند رفتار شیعه را در تاریخ به خوبی تحلیل کند.

موسی حقانی همچنین با بیان اینکه اکنون دغدغه صیانت از مسلمین و مسلمانان را در جهان داریم و همین بهایی است که برای حمایت از کشورهای مسلمان می‌دهیم، ادامه داد: این امر مبتنی بر همین قاعده صیانت از تشیع در جهان است. ما می‌توانیم بر اساس این اصول رفتار روشنفکران را در ایران بسنجیم و و رفتار استعمار و رفتار روشنفکران در این خصوص مورد بررسی قرار داده و به تحلیل رفتار غربزدگان و روشنفکران بپردازیم. در مقابل رفتار شیعه، هم غرب وجود دارد و هم جریان روشنفکری. استعمار در برخورد با اسلام دو رویکرد دارد؛ یکی روش نسخ و دیگری روش مسخ. در روش نسخ، اسلام را یک دین ارتجاعی می‌دانند. این سیاست نسخ است و سیاست مسخ با این صراحت نیست ولی هر دو یک هدف دارند. در سیاست مسخ با صراحت جلو نمی آیند و بهتر می‌بینند که مسائل را دگرگون کنند که با تحریف و جعل مفاهیم صورت می‌گیرد.

رئیس مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: استعمار جدیترین عامل در این میان است، ولی نتوانسته به همه اهداف خود برسد. افرادی مثل ملکم خان، آخوندزاده و تقی زاده و امثال آنها، ایرانی‌ها را مسخره کردند. شعائر را مسخره کردند که تا الان هم این رویکرد ادامه یافته است. وقتی به تشیع می رسند کینه آنها خیلی بیشتر می‌شود. استعمار و عوامل استعمار و جریان روشنفکری به شیعه کینه بیشتری دارند چون در شیعه، ولایت وجود دارد. بنابراین از نظر آنها شیعه منحط ترین فرقه است. غرب نابودی ایران را در دستور کار خود دارد و پیشبرد این راه را در استعمار ایران می بیند. چنانچه انگلیسی‌ها، روس‌ها و … درطول تاریخ با تمامیت ایران مشکل داشته‌اند و برای این کار به هر دری زده‌اند. بنابراین بعضی به دنبال این هستند که ایران در نظام بین المللی ادغام شود در حالی که روحانیت و مرجعیت شیعه محکم در برابر استعمار ایستاده است. با این کینه بود که شیخ فضل الله نوری را به شهادت رساندند و تهدید کردند که این سرنوشت همه شماست که اگر بخواهید ایستادگی کنید در برابر استعمار، نابود خواهید شد.

این کارشناس تاریخ افزود: در بیانیه گام دوم انقلاب که مقام معظم رهبری به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی منتشر کردند به حقارت تاریخی ملت مسلمان ایران اشاره شده. استعمار این حقارت را تئوریزه کرده است. عوامل غرب و جریان روشنفکری می‌دانستند که در ایران چه کار می‌کنند و با استبداد فردی سنتی درگیر بودند، اما خودشان به رشد جریان استبداد در ایران کمک کردند.

وی در پایان سخنان خود تصریح کرد: هم استعمار و هم جریان روشنفکری در ایران کاملاً در تقابل با مرجعیت شیعه، استقلال ایران و صیانت از سرزمین‌های اسلامی هستند. مرحوم ابوالحسنی با هر دو سنخ روشنفکری در ایران درگیر بود چه دینی و چه غیردینی. چون اینها مشترکانی دارند. یکی اینکه هر دو شریعت ستیز هستند. تقریباً در همه جریاناتی که ما به طور کلی به عنوان جریان روشنفکری از آنها یاد می‌کنیم این موضوع دیده می‌شود. وظیفه ما این است که در ترویج اندیشه ایران باور و تشیع باور و اسلام باور و استعمار ستیز دریغ نکنیم.

در پایان این مراسم از کتاب «بیدادگر بصیر»، تألیف محمدصادق ابوالحسنی با ضمیمه رساله میرزاعبدالله زنجانی با حضور خانواده ایشان رونمایی شد.

درباره jameye no

پیشنهاد بررسی

بیماری کمیت‌گرایی در تحقیقات/وضعیت بحرانی نانوپزشکی

در حالی که مسؤولان ستاد نانو در تلاشند که از توسعه بی‌رویه رشته‌های دانشگاهی در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *