مقدمه

بی‌ تردید، زن نیمی از اجتماع را تشکیل می ‌دهد. زن در این جهان پدیده‌ ای شگفت یا عنصری بیگانه نیست؛ بلکه او در قلب اجتماع قرار دارد و در چهره انسانی که دارای شخصیت و احترام است، روی این زمین زندگی می‌ کند. خداوند برای حفظ شخصیت زن قانون‌ هایی را مقرر کرده و سعادت و عزت و کرامت او را مرهون آن دانسته که یکی از این‌ قانون‌ ها، حجاب است. این قانون نه برای محدودکردن استعدادهای زنان، بلکه برای مهارکردن خطرهایی است که شخصیت و کرامت و آبروی زنان را تهدید می‌ کند. یکی از دستورهایی که برای تبیین قانون حجاب بیان گردیده، آیه ۳۱ سوره نور است: (وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِ‌هِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُ‌وجَهُنَّ وَ لَایُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ‌ مِنْهَا وَ لْیَضْرِ‌بْنَ بِخُمُرِ‌هِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَ لَایُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ‌ أُولِی الْإِرْ‌بَهِ مِنَ الرِّ‌جَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُ‌وا عَلَى عَوْرَ‌اتِ النِّسَاءِ وَ لَایَضْرِ‌بْنَ بِأَرْ‌جُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّـهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ)؛ و به زنان باایمان بگو: چشمان خود را [از نگاه حرام] فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را آشکار نسازند مگر آنچه [به‌طور طبیعی] آشکار است و [برای پوشاندن گردن و سینه] مقنعه‌ های خود را بر روی گریبان بیندازند و زینت ‌های خود را آشکار نکنند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدرانِ شوهرانشان یا پسرانشان یا پسرانِ شوهرانشان یا برادرانشان یا پسرانِ برادرانشان یا پسرانِ خواهرانشان یا زنان (هم‌کیش) آنها یا آنچه را مالک شده‌ اند (از کنیز و برده) یا مردان خدمتکار که تمایل جنسی ندارند یا کودکانی که بر امور جنسی زنان آگاه نیستند. همچنین [هنگام راه‌رفتن] پای خود را چنان به زمین نکوبند که زیورهای مخفی آنها آشکار شود. ای مؤمنان! همگی به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار شوید (نور، ۳۱). ضرورت پرداختن به این موضوع را می‌ توان چنین بیان نمود که یکی از روش ‌های القای فرهنگ حجاب، بیان کردن آثار سوء بی‌ حجابی در جامعه است و گوشزد نمودن این نکته که زن وقتی به فساد کشیده شد، جامعه به فساد کشیده خواهد شد و وقتی اصلاح شد، جامعه اصلاح خواهد شد. حال سؤال اساسی آن است که بر اساس روایات اهل‌بیت (علیهم السلام) و تفسیر آیات ۳۰ و ۳۱ سوره مبارکه نور عدم رعایت حجاب چه آثار و پیامدهایی را بر جای می‌ گذارد؟ با مراجعه به روایات اهل‌بیت (علیهم السلام) و تفاسیری که درباره آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور بیان کرده‌ اند، می‌ توان گفت که این نمونه‌ ها از پیامدهای مهم بی‌ حجابی هستند: ابتذال زن و سقوط شخصیت او، از بین‌رفتن آرامش روانی، تحریک مردان، گسترش یافتن فساد و فحشا، افزایش آمار طلاق، در احاطه شیطان قرارگرفتن، مورد عقوبت قرارگرفتن زنان و همسرانشان و مورد آزار و اذیت قرارگرفتن توسط افراد پست.

فلسفه حجاب

بدون شک در عصر ما که بعضى نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذارده‌ اند و افراد غرب ‌زده، بی بند و باری زنان را جزئى از آزادى او می ‌دانند سخن گفتن از حجاب براى این دسته ناخوشایند و گاه افسانه‌ ای است متعلق به زمان‌ های گذشته؛ ولى مفاسد فراوان و مشکلات و گرفتاری ‌های روزافزونی که از این آزادی ‌های بی ‌قید و شرط به وجود آمده، سبب شده است که به‌ تدریج گوش شنوایی براى این سخن پیدا شود (بابایی، ۱۳۸۲، ۳: ۲۹۲).

فلسفه حجاب، مکتوم و پنهان نیست؛ زیرا برهنگی زنان که به‌طور طبیعی پیامدهایی همچون آرایش و عشوه ‌گری و امثال آن را به همراه دارد، مردان و به‌ خصوص جوانان را در حال تحریک دائم قرار می ‌دهد؛ تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجان‌ های بیمار گونه عصبی و گاه سرچشمه امراض روانی می‌ گردد. و همچنین می‌ توان بیان کرد که گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از پیامدهای دردناک بی‌ حجابی است و دلایل آن مخصوصاً در جوامع غربی به‌ طور کامل نمایان است (رشیدی، ۱۳۸۵: ۱۲).

دستورهای مطرح‌شده در آیه ۳۱ نور (وجوب حجاب از نظر قرآن)

خداى مهربان در این آیه هفت نوع دستور صادر کرده که شش نوع آنها براى زنان و هفتمین آنها براى زنان و مردان است.کلمه «یغضضن» و «یحفظن» امر و براى وجوب است. آرى، همان‌ گونه که خداوند در آیه قبل می ‌فرماید وظیفه مردان است که چشمان خود را از نگاه به نامحرمان فروبندند و دامان خود را حفظ نمایند در این آیه به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می ‌فرماید: به زنان هم بگو چشمان خود را از نگاه‌کردن به نامحرمان فروگیرند. دامان و عورت ‌های خود را از عمل نامشروع، مصون و محفوظ بدارند (وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ)؛ به‌عبارت دیگر همان‌ گونه که چشم‌ چرانی بر مردان حرام است بر زنان نیز حرام است و پوشاندن عورت بر عموم زنان و مردان واجب است. مبادا زنان زینت خود را جز بخش ‌هایی که معمولاً ظاهر هستند آشکار نمایند (وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إلّا ما ظَهَرَ مِنْها) مفسران درباره معنى کلمه (زِینَتَهُنَّ) سه قول دارند:

الف. منظور از آن، خود اندام زن باشد؛

ب. مقصود از آن، محل زینت ایشان است؛

ج. زنان حق ندارند حتى زیورآلات خود را که پوشانده‌ اند، براى نامحرمان آشکار نمایند تا چه رسد به محل و موضع زیورآلاتشان البته اگر آن مقدار از زر و زیورى که خود به ‌خود ظاهر و آشکارند و پنهان ‌داشتن آنها معمولاً براى زنان موجب عسر و حرج می‌ شود اشکالى ندارد؛ چرا که می ‌فرماید (ما ظَهَرَ مِنْها) یعنى خود آنها ظاهر باشند؛ نه اینکه زنان، آنها را ظاهر کنند؛ بر زنان واجب است خمارهاى خود را بر سینه‌ های خویشتن بیفکنند (وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ). با توجه به معنى کلمه خمر تردیدى نیست که حجاب در اسلام واجب و لازم است و مدرک آن همین جمله قرآن است. شایان ذکر است این جمله نوع حجاب یعنى آن لباسى را که زن باید بپوشد تعیین نکرده است؛ یعنى نفرموده حجاب همان چادر و چادر همان است که در این زمان می‌پوشند. و نیز نفرموده حجاب فقط منحصر به روسرى است کو اگر می‌بینیم جمله مورد بحث می‌ گوید بر زنان واجب است که اطراف روسری ‌های خود را به سینه‌ های خود بیفکنند نه به خاطر تعیین کیفیت حجاب، یا نوع لباس آن است؛ بلکه چون روسری ‌های زنان در زمان نزول قرآن به این کیفیت بوده لذا سخن از خمرهن به میان آمده است. پس با دقت به آنچه در بالا گفته شد به این نتیجه می‌رسیم که حجاب یعنی پوشیده ‌بودن زنان و لباس حجاب به هر نحوى و به هر نوعى و به هر رنگى که باشد مانعى ندارد. ولى مشروط بر اینکه نوع حجاب، فریبنده نباشد و جلب‌توجه نکند و نیز از نوع حجاب کفار نباشد که پوشیدن آن در اسلام ممنوع شده باشد. باز هم در عین حال که درباره آشکارنکردن زینت زنان تأکید می‌ کند موارد استثناء آن را شرح می ‌دهد: (إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ…).

اینکه زنان حق ندارند به هنگام راه‌رفتن پاهاى خود را بر زمین بکوبند تا آن قسمت از زینت ‌هایشان که پنهان است دانسته و صداى آنها شنیده شود. زیرا از زمان نزول قرآن تاکنون زنانى بوده و هستند که یک نوع زر و زیورى به نام خلخال در مچ پاى خود داشته‌ اند. «وَ لایَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ» از مفهوم این جمله به دست می‌آید که برخی زنان آن زمان این عمل را انجام می ‌دادند که قرآن مجید آن را نهى کرده است. اى مؤمنان! و اى مؤمنات! اگر درگذشته، یعنى قبل از صدور این دستورهاى یاد شده به آنها عمل نکرده باشید گناهى بر شما نیست؛ ولى مواظب باشید بعد از صدور آنها به سوى خدا بازگردید و همگی به آنها عمل کنید؛ شاید رستگار شوید (وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) این احتمال درباره توبه این‌ گونه افراد نیز وجود دارد که گرچه این‌ گونه دستورها قبل از آمدن اسلام و نزول قرآن صادر نشده است، در عین حال قبح و زشتى این اعمال از نظر عقل که یک نوع رهبر و راهنماى وجدانى و باطنى است واضح و مبرهن بوده است. پس بجاست که خدا فرموده از انجام این‌ گونه رفتارهاى گذشته خود توبه کنید (نجفى خمینى، ۱۳۹۸ق، ۱۴: ۷۴).

آثار بی‌ حجابی

بی‌ حجابی ویروس خطرناکی است که نه‌ تنها پیکره قداست و ارزش زنان را خدشه ‌دار می‌ کند پیامدهای آن دامن‌ گیر جامعه نیز می‌ شود و دیری نمی ‌پاید که این ویروس خطرناک باعث ترویج فساد اجتماعی می‌ شود و شیرازه خانواده‌ ها را از هم می‌ گسلاند. در این بخش به برخی از آثار مهم بی‌ حجابی اشاره می‌ کنیم:

۱. ابتذال زن و سقوط شخصیت او

از دیدگاه اسلام، زن، انسانی است که خداوند همه مواهب و ابزار تکامل و رشد را در اختیار او قرار داده است. فعالیت اجتماعی امکان حضور زنان را در عرصه‌ های مختلف فراهم می‌سازد البته به ‌شرط حفظ حدود و احکام الهی که درباره زنان گوشزد شده است (سلطانی و مرادیان، ۱۳۸۹: ۱۴۰). در این میان نیز حائز اهمیت فراوان است هنگامى که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روز‌به‌روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایی افزون ‌تر از او دارد و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسی ‌اش، وسیله تبلیغ کالاها و دکور اتاق‌ های انتظار و عاملى براى جلب جهانگردان و سیاحان و… قرار بدهد، در چنین جامعه‌ ای شخصیت زن تا سرحد عروسکی یا کالاى بی ‌ارزشی سقوط می‌ کند و ارزش ‌های والاى انسانى او به‌کلی به دست فراموشى سپرده می‌ شود و تنها افتخار او جوانى و زیبایی و خود نمایی ‌اش می‌ شود. و به این ترتیب مبدل به وسیله‌ ای خواهد شد براى اشباع هوس‌های سرکش یک‌مشت آلوده فریبکار و انسان ‌نماهای دیوصفت! در چنین جامعه‌ ای چگونه یک زن می‌ تواند با ویژگی ‌های اخلاقی و علم و آگاهى و دانائی ‌اش جلوه کند و حائز مقام والایی گردد؟(بابایی، ۱۳۸۲، ۳: ۲۹۲) به ‌راستی دردآور است که در کشورهاى غربى و غرب ‌زده و در کشور ما قبل از انقلاب اسلامى، بیشترین اسم و شهرت و آوازه و پول و درآمد و موقعیت براى زنان آلوده و بیبند وباری بود که به نام هنرمند و هنر پیشه، معروف شده بودند و هر جا قدم می ‌نهادند گردانندگان این محیط آلوده براى آنها سر و دست می‌ شکستند و قدمشان را خیر مقدم می ‌دانستند! (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ۱۴: ۴۴۶)

۲. از بین‌رفتن آرامش روانی

نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت ‌های بی بند وبار، هیجان‌ ها و التهاب ‌های جنسی را فزونی می ‌بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع ‌نشدنی در می ‌آورد. غریزه جنسی، بسیار نیرومند است و هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش ‌تر می‌ گردد همچون آتش که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند شعله ‌ورتر می‌ شود. اسلام برای تعدیل و رام ‌کردن این غریزه، برای مردان و زنان وظیفه‌ ای مشترک تعیین نموده: (قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِ‌هِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُ‌وجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ‌ بِمَا یَصْنَعُونَ وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِ‌هِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُ‌وجَهُنَّ وَ لَا ُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ‌ مِنْهَا…) (نور، ۳۰ و ۳۱). روح بشر فوق ‌العاده تحریک‌پذیر است. اشتباه است اگر گمان کنیم تحریک ‌پذیری روح بشر محدود است و از آن پس آرام می‌ گیرد. چرا در دنیای غرب این‌ همه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به‌وسیله جراید، مجلات، سینماها، تئاترها، محافل و مجالس رسمی و غیررسمی و حتی خیابان‌ ها و کوچه‌ ها انجام می‌ شود. از این‌ روست که در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته، چرا که میل به خود نمایی و خود آرایی مخصوص زنان است (جعفریان، ۱۳۹۰، ۲: ۱۱۴۸).

۳. تحریک مردان

برهنگى زنان که طبعاً پیامدهایی همچون آرایش و عشوه‌ گری همراه دارد، مردان مخصوصاً جوانان را در یک حال تحریک دائم قرار می ‌دهد تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجان‌ های بیمارگونه عصبى و گاه سرچشمه امراض روانى می‌ گردد. مخصوصاً توجه به این نکته ضروری است که غریزه جنسى نیرومند ترین و ریشه ‌دارترین غریزه آدمى است و در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنایات هولناکی شده است؛ تا آنجا که گفته‌ اند: «هیچ حادثه مهمى را پیدا نمی‌ کنید مگر این‌که پاى زنى در آن میان است» آیا دامن زدن مستمر از طریق برهنگى به این غریزه و شعله‌ورساختن آن، بازى با آتش نیست؟ آیا این کار، عاقلانه‌ ای است؟ (بابایی،۱۳۸۲، ۳: ۲۹۲). از این ‌روست که در ضمن آیه مورد بحث، امر به مخفی‌ کردن خلخال ‌ها می‌ کند و می ‌فرماید: «لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ» و آنچه از زینت مخفى کردند آشکار گردد، چه صداى خلخال و لباس از چیزهایی است که میل مردان را تحریک می‌ کند (خانى، ۱۳۷۲، ۱۰: ۳۲۱)

۴. گسترش‌یافتن فساد و فحشا

یکی از مفاسد بی‌ حجابی، فساد اخلاقی جوانان و گرایش آنان به انحراف ‌های جنسی است. ازاین‌رو از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده: «چگونه خواهید بود آنگاه ‌که زنانتان فاسد و جوانان تان تبهکار گردند؛ با این حال امر به‌ معروف و نهى از منکر را ترک گویید؟! عرض شد: آیا این‌ گونه خواهد شد اى رسول خدا؟! فرمود: آرى و بدتر از این هم خواهد شد؛ آنگاه ‌که امر به منکر و نهى از معروف کنید! عرض شد: اى رسول خدا این‌ گونه خواهد شد؟! فرمود: آرى و بدتر از این هم خواهد شد آنگاه‌که معروف را زشت و منکر را نیکو دانید» (ابن‌شعبه، ۱۳۸۱: ۵۱، حدیث ۱۲۱). از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت شده: «یَظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَهِ وَ هُوَ شَرُّ الْأَزْمِنَهِ نِسْوَهٌ کَاشِفَاتٌ عَارِیَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّینِ دَاخِلَاتٌ فِی الْفِتَنِ مَائِلَاتٌ إِلَی الشَّهَوَاتِ مُسْرِعَاتٌ إِلَی اللَّذَّاتِ مُسْتَحِلَّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِی جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ.» در آخرالزمان که بدترین زمان‌ هاست، زنانی هستند که پوشیده اما برهنه‌ اند و از خانه با خودآرایی بیرون می‌آیند. اینان از دین بیرون رفته‌ اند و در فتنه‌ ها وارد شده و به شهوات تمایل پیدا کرده‌ اند و به کوی لذات نفسانی در شتابند و حرام‌ها را حلال می ‌دانند و در دوزخ به عذاب ابدی گرفتارند (حر عاملى، ۱۴۰۹ق، ۲۰: ۳۵؛ فیض کاشانى، ۱۴۰۶ق، ۲۲: ۸۰۹). هنگامى که می‌ شنویم در انگلستان، طبق آمار در هر سال پانصد هزار نوزاد نامشروع به‌ دنیا می‌آید و هنگامى که می‌ شنویم جمعى از دانشمندان انگلیس در این رابطه، به مقامات آن کشور اعلام ‌خطر کرده‌ اند، نه به‌ خاطر مسائل اخلاقى و مذهبى، بلکه به ‌سبب مشکلاتی که فرزندان نامشروع براى امنیت جامعه به ‌وجود آورده‌ اند؛ به‌ گونه‌ ای که در بسیارى از پرونده‌ های جنایی پاى آنها در میان است، به اهمیت این مسئله کاملاً پى می ‌بریم و می ‌دانیم که مسئله گسترش فحشا حتى براى آنها که هیچ اهمیتى براى مذهب و برنامه‌ های اخلاقى قائل نیستند فاجعه‌ افرین است، بنابراین هر چیز که دامنه فساد جنسى را در جوامع انسانى گسترده‌ تر سازد تهدیدى براى امنیت جامعه‌ ها محسوب می‌ شود و پیامدهای آن هر گونه حساب کنیم به زیان آن جامعه است (مکارم شیرازى، ۱۳۷۴، ۱۴: ۴۴۵ در آیه موردبحث نیز به این نکته اشاره می ‌فرماید که حکم «وَ لایَضْرِبْنَ یِأَرْجُلِهِنَّ» دو پیام دارد: در راه‌رفتن، صداى خلخال و طلا و زیورهاى آنها به گوش نامحرم نرسد؛ در موقع راه‌رفتن طورى راه نروند که عشوه و ناز به خرج مردها بدهند؛ زیرا بسیارى از زن‌ ها اگر هیچ‌گونه زیورآلات همراه نداشته باشند و صورت آنها هم پوشیده باشد و آرایش خود را نشان ندهند، به طرزى راه می‌روند که همان راه‌رفتن آنها مهیج شهوت و سبب فتنه و فساد است (حسینى شاه‌عبدالعظیمی، ۱۳۶۳، ۹: ۲۳۸). بنابراین می‌ توان بیان نمود که گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از پیامد هاى اسف‌بار بی‌ حجابی است و نمونه‌ های آن به ‌ویژه در جوامع غربى کاملاً نمایان است.

۵. افزایش آمار طلاق

شکی نیست که هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی و سبب صمیمیت رابطه زوجین گردد برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید بسیار کوشید و برعکس، هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد به حال زندگی خانوادگی زیان ‌بار است و باید با آن مبارزه کرد. اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در چارچوب ازدواج، پیوند زن و شوهری را محکم می‌سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می‌ شود. فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر، از نظر اجتماعی خانوادگی این است که همسر قانونی شخصی از لحاظ روانی عامل خوشبخت‌ کردن او به‌شمار رود در حالی که در نظام آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می‌رود و در نتیجه کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه ‌گذاری می‌ شود. علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به آنان پیشنهاد می‌ شود جواب می ‌دهند که «حالا زود است» یا «هنوز بچه‌ ایم» یا… و از زیر بار آن شانه خالی می‌ کنند، همین است و حال آنکه در قدیم ازدواج شیرین ‌ترین آرزوی جوانان ازدواج بود. سخن آنکه نظام روابط آزاد اولاً موجب می‌ شود که پسران تا جایی که ممکن است از ازدواج سر باز زنند و فقط هنگامی که نیروهای جوانی و شور و نشاط آنها رو به ضعف و سستی می ‌نهد اقدام به ازدواج کنند و در این موقع زن را فقط برای فرزندزادن و احیاناً برای خدمت کاری بخواهند. ثانیاً پیوند ازدواج های موجود را سست می‌ کند و سبب می‌ گردد به ‌جای اینکه خانواده بر پایه عشق خالص و محبت عمیق استوار باشد و هر یک از زن و شوهر، همسر خود را عامل سعادت خود بداند، برعکس، به چشم رقیب و عامل سلب آزادی و محدودیت ببیند و چنان‌که اصطلاح شده یکدیگر را زندانبان بنامند (جعفریان، ۱۳۸۰، ۲: ۱۱۵۲) آمارهاى مستند نشان می ‌دهد که با افزایش برهنگى در جهان، طلاق و از هم‌ گسیختگى زندگى زناشویی نیز افزایش یافته است؛ زیرا در بازار آزاد برهنگى که عملاً زنان به ‌صورت کالایى مشترک دست‌کم لااقل در مرحله غیر آمیزشى جنسى، درآمده‌ اند دیگر قداست پیمان زناشویی مفهومى ندارد.

در واقع سخن آن است که بیرون رفتن زنان از منزل با بی‌ حجابی و با آرایش سبب می‌ شود نگاه‌ های هوس‌ آلود به ‌سوی آنان جلب شده و خودِ آنان نیز گرفتار این نگاه‌ ها شده و در زندگی زناشویی وابستگی و علاقه خود را به همسران از دست بدهند که مقدمه‌ ای برای مشکلات زناشویی شده و در نهایت منجر به طلاق خواهد شد.

۶. در احاطه شیطان قرارگرفتن

زن چون نماد زیبایی و جذابیت است و امکان سوء استفاده از آن هست باید خود را بپوشاند و در غیر این صورت در احاطه شیطان قرار می‌ گیرد و همین مضمون از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده: «ألْمَرْأهُ عَوْرَهٌ سَتَرَهَا بَیْتُهَا فَإِذَا خَرَجَتْ اسْتَشْرَفَهَا الشَّیْطَان…».

۷. مورد عقوبت قرارگرفتن زنان و همسرانشان

در دین مبین اسلام آرایش‌کردن، تنها برای همسر مجاز شمرده شده است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «إِنَّ خَیْرَ نِسَائِکُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِیفَهُ الْعَزِیزَهُ فِی أهْلِهَا الذَّلِیلَهُ مَعَ بَعْلِهَا الْمُتَبَرِّجَهُ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانُ عَلَى غَیْرِه»؛ بهترین زنان شما زنی است که از خود نسل برجای بگذارد و مهربان و پوشیده باشد. در میان خاندانش عزتمند و در برابر شوهرش فرمان ‌بردار باشد. برای شوهر خویش، آرایش و خودنمایی کند و خود را از نامحرمان بپوشاند (کلینى، ۱۴۰۷ق، ۵: ۳۲۴، بَابُ خَیْرِ النِّسَاء، حدیث ۱؛ طبرسى، ۱۴۱۲ق: ۲۰۰). همچنین از امام باقر (علیه السلام) آمده است: لَا بَأْسَ عَلَى الْمَرْأهِ بِمَا تَزَیَّنَت بِه لِزَوْجِهَا؛ هیچ ایرادی بر زن نیست که برای شوهر خویش آرایش کند (مجلسى، ۱۴۰۶ق، ۶: ۴۲۷؛ حدیث ۳۵۹۱؛ حر عاملى، ۱۴۱۴ق، ۷: ۹۰، حدیث ۱۷۷). پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مقابل می ‌فرماید: «شرّ نسائکم المتبرّجات المتخیّلات»؛ بدترین زنان شما زنانی هستند که برای غیر شوهر خود، خودنمایی و [با شوهر خود] متکبرانه رفتار می‌ کنند (پاینده، ۱۳۸۲ ش: ۴۷۵، حدیث ۱۵۳۵).

اسلام در باب آرایش زن برای شوهر سفارش ‌های بسیاری کرده است اما درصورتی‌ که آرایش و آراستگی برای غیر شوهر باشد عقوبتی را برای همسر بیان می ‌فرماید به ‌طوری که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره مردی که به آرایش و خود نمایی همسرش خشنود باشد فرموده‌ اند: «الْمَرْأهُ إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَابِ دَارِهَا مُتَزَیِّنَهً مُتَعَطِّرَهً وَ الزَّوْجُ بِذَلِکَ رَاضٍ یُبْنَى لِزَوْجِهَا بِکُلِّ قَدَمٍ بَیْتٌ فِی النَّار»؛ هرگاه زنی آرایش‌کرده و عطر زده از خانه‌ اش خارج شود و شوهرش به آن خشنود باشد، در برابر هر گامی که زن برمی ‌دارد خانه‌ ای در دوزخ برای شوهرش ساخته می‌ شود (مجلسى، ۱۴۰۳ق، ۱۰۰: ۲۴۹؛ شعیری، بی‌ تا: ۱۵۸) افزون بر آن بی‌ حجابی یکی از عواملی است که زنان را دچار لعنت می‌ کند و از رحمت و خشنودی خدا دور می‌سازد و به دست کیفر و ذلت و خواری می ‌سپارد؛ در روایت از امیرمؤمنان (علیه السلام) آمده: در آخرالزمان و هنگام نزدیک ‌شدن قیامت، که بدترین زمان‌  هاست، زنانی می ‌آیند که برهنه‌ اند و خود نمایی می‌ کنند. از دین خارج و در فتنه‌ ها داخل ‌اند. به شهوات تمایل دارند و به‌ سوی لذت ‌ها می‌ شتابند و حرام‌ها را حلال می‌ شمارند. آنان در دوزخ جاودانه‌ اند (ابن‌بابویه، ۱۳۶۷، ۵: ۲۰). همچنین حدیث دیگری نیز از امام‌علی (علیه السلام) نقل شده است که به کیفر بی‌ حجابی و برخی کیفرهای دیگر اشاره می‌ کند: من و فاطمه (سلام الله علیها)وارد شدیم بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس آن جناب را یافتم که به ‌شدت گریه می‌ کرد. عرض کردم پدر و مادرم فداى تو باد یا رسول‌اللَّه، چرا گریه می‌ کنی؟ فرمود یا على آن شبى که مرا در آسمان سِیر می ‌دادند زنانى از امت خود را دیدم که سخت معذب بودند و من براى آنها به فزع آمدم و از سختى عذاب آنها گریستم. زنی را دیدم که به موى خود آویخته شده بود و دماغ و مغز سر او به جوش آمده بود… و زنی را دیدم که گوشت بدن خود را می‌خورد و آتش از زیر او زبانه می‌ کشید …زنى را دیدم که کر و کور و لال و در تابوتى از آتش بود و مغز سرش از لوله‌ های دماغش بیرون می‌آمد و بدن او از ناخوشى خوره و پیسى قطعه ‌قطعه بود و زنى را دیدم که گوشت پشت و پیش بدنش را با قیچی ‌های آتشین می ‌چیدند… فاطمه عرض کرد که اى حبیب من و روشنىِ چشم من، خبر بده مرا که عمل و طریقه این زنان چه بوده که حق‌تعالی آنها را این‌ گونه عذاب‌ کرده است. فرمود: دخترم! آن زنى که به موى خود آویخته شده بود، موى خود را از مردان نمی ‌پوشانید … آن زنى که گوشت بدنش را می‌ خورد بدنش را از براى مردم زینت می ‌داد …و آن زن کر و کور و لنگ زنى است که از زنا بچه می ‌آورد و آن طفل را در گردن شوهرش می ‌بندد و می‌ گوید این طفل از شوهر من است و آن زنى که گوشت او را با قیچی می ‌چینند آن زنى باشد که خود را به مردان می ‌نمایاند.. (ابن‌بابویه، ۱۳۶۷، ۵: ۲۵۰).

۸. مورد آزار و اذیت قرارگرفتن توسط افراد پست

بی‌ حجاب با قرارگرفتن در اجتماع، سبب آزار و اذیت خود را فراهم می‌ کند؛ به‌ طوری که افراد پست و فرومایه زمینه هرگونه مزاحمت را برای بی‌ حجاب فراهم می ‌بینند؛ بنابراین برای دورماندن از مزاحمت ‌های خیابانی، بر زنان و بانوان واجب است با پوشش کامل در اجتماع قرار گیرند. قرآن کریم درباره پوشش و حجاب خطاب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می ‌فرماید: «یَأَیهَا النَّبىُّ قُل لاَزْوَجِک وَ بَنَاتِک وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلَبِیبِهِنَّ ذَلِک أَدْنى أَن یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً (احزاب، ۵۹) اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلباب‌ ها (روسری ‌های بلند) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار بدان جهت است که پاک‌ دامن شناخته شوند در نتیجه، آزرده نخواهند شد و (اگر تاکنون کوتاهى و خطایی کرده‌ اند) خداوند همواره بخشنده و مهربان است. بر اساس این آیه زنان می‌ توانند با رعایت حجاب، خود را از نگاه‌ های نامحرم مصون دارند و بدین ‌وسیله سبب می‌ شوند که افراد پست نتوانند به آنان تعرض یا آنان را تحقیر کنند.

۹. جلوگیری از رشد معنوی

یکی از آیات قرآن کریم درباره مبارزه با چشم‌ چرانی و ترک حجاب، آیه ۳۰ سوره نور است. این دستور صریح، یعنی «یَغُضُّوا مِنْ أبْصارِهِم»، براى پایین‌ آوردن نظر در مقابل زن‌ های نامحرم است تا برخورد به‌صورت نامحرم نشده و چشم مرد از دید زن‌ های نامحرم محفوظ باشد. آرى این معنى، اولین مرحله حفظ عفت و پاکدامنی مرد و زن حساب شده و از برخوردهاى نامشروع جلوگیرى می‌ کند (مصطفوى، ۱۳۸۰، ۱۴: ۹۰). همچنین در تفسیر این قسمت از آیه، وارد شده چشمان خود را از نگاه به نامحرم بپوشانند چرا که برخی از نگاه‌ ها سبب فتنه و گناهان بزرگ و دورشدن از معنویت است. علاوه بر آن می‌ توان متذکر شد که تیزترین تیر شیطان در وجود انسان چشم است زیرا حواس دیگر آدمی در محل خود ساکن ‌اند و تا چیزى به ایشان نرسد به استدراک آن مشغول نمی‌ شوند، اما دیده عاملی است که از دور و نزدیک ابتلا و آثام را صید می‌ کند و نگاه‌کردن به‌عنوان اولین مقدمه بر دچار‌شدن به عمل زشت زناست (حسینى شاه‌عبدالعظیمی، ۱۳۶۳، ۹: ۲۲۷). علاوه بر آن می‌ توان یادآور شد که چشم‌ چرانی و بی‌عفتی مانع رشد معنوى انسان است (قرائتى، ۱۳۸۳، ۸: ۱۷۴) در روایتی امام‌ صادق (علیه السلام) فرمودند: النَّظَرُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ وَ کَم مِن نَظْرَهٍ أوْرَثَتْ حَسْرَهً طَوِیلَه؛ نگاه‌ کردن تیرى است از تیرهاى زهرآلود شیطان است و چه بسیار نظرى که حسرت طولانی را موجب شود (برقى، ۱، ۱۳۷۱ق: ۱۰۹؛ کلینى، ۱۳۶۳، ۵: ۱۸۱)

بنابراین یکی از آیاتی که به ‌طور مستقیم بیان ‌کننده مبارزه با چشم‌ چرانی و ترک حجاب، است این آیه است و بر اساس آنچه در تفسیر این آیه و در باب آثار چشم‌ چرانی بیان گردید روشن می‌ شود که نتیجه آن دور ماندن از رشد معنوی در زندگی است.

نتیجه‌گیری

قرآن کریم بر مسئله حجاب تکیه کرده و آن را در ضمن آیات متعددی تأکید کرده و مفسرین گران ‌قدر نیز درباره سخنان زیادی به میان آورده‌ اند و یکی از مباحث مطرح ‌شده در این باب، پرداختن به آثار بی‌ حجابی بوده که با بررسی روایات اهل‌بیت (علیهم السلام) و تفاسیر پیامدهای مهم دنیوی و اخروی بی‌ حجابی را این ‌چنین بر می‌ شماریم: ابتذال زن و سقوط شخصیت او، از بین رفتن آرامش روانی، تحریک مردان، گسترش ‌یافتن فساد و فحشا، افزایش آمار طلاق، در احاطه شیطان قرارگرفتن، مورد عقوبت قرارگرفتن زنان و همسرانشان، مورد آزار و اذیت قرارگرفتن توسط افراد پست و در نهایت دورماندن از رشد معنوی.

فهرست منابع

* قرآن کریم

ابن‌بابویه، محمد بن علی (۱۳۶۷) من لایحضره الفقیه، علی‌اکبر غفارى، محمدجواد غفارى و صدر بلاغى، تهران: نشر صدوق.

ــــــــــــــــــــ (بی‌ تا) عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، محمدتقی آقانجفى اصفهانى، چ ۱، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه.

ابن‌شعبه، حسن‌بن‌علی (۱۳۸۱) تحف العقول، ترجمه بهزاد جعفرى، تهران: دار الکتب الإسلامیه.

بابایی، احمدعلی (۱۳۸۲) برگزیده تفسیر نمونه، تهران: دار الکتب الاسلامیه.

برقى، احمدبن‌محمد بن خالد (۱۳۷۱) المحاسن، قم: دار الکتب الإسلامیه.

پاینده، ابوالقاسم (۱۳۸۲) نهج الفصاحه، تهران: دنیاى دانش.

جعفریان، رسول (۱۳۹۰) رسائل حجابیه، قم: انتشارات دلیل ما.

حر عاملى، محمد بن حسن (۱۴۱۴) هدایه الأمه إلى أحکام الأئمه (علیهم السلام)، مشهد: آستانه الرضویه المقدسه، مجمع البحوث الإسلامیه.

ـــــــــــــــــــــــ (۱۴۰۹) وسائل الشیعه، قم: مؤسسه آل‌البیت (علیهم السلام).

حسینى شاه عبدالعظیمى، حسین‌بن‌احمد (۱۳۶۳) تفسیر اثناعشری، تهران: انتشارات میقات.

خانى، رضا و حشمت‌الله ریاضى (۱۳۷۲) بیان السعاده فى مقامات العباده، تهران: مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام نور.

رشیدی، حسین (۱۳۸۵) حریم حفاف، تهران: انتشارات رازبان.

سلطانی، اختر و علی مرادیان، مهرداد (۱۳۸۹) «تأثیر حجاب بر سلامت روانی و امنیت اجتماعی»، مجله فرهنگ ایلام، ش ۲۸ و ۲۹، ص ۱۳۰ تا ۱۴۶.

شعیری، محمدبن‌محمد (بی‌ تا) جامع الأخبار، نجف: مطبعه حیدریه.

طبرسى، حسن‌بن‌فضل (۱۴۱۲) مکارم الأخلاق، قم: الشریف الرضى.

فیض کاشانى، محمدمحسن‌بن‌شاه مرتضى (۱۴۰۶) الوافی، اصفهان: کتابخانه امام أمیر المؤمنین على (علیه السلام).

قرائتى، محسن (۱۳۸۳) تفسیر نور، تهران: مرکز فرهنگى درس‌هایی از قرآن.

کلینى، محمدبن‌یعقوب (۱۳۶۳) گزیده کافى، ترجمه محمدباقر بهبودى، تهران: مرکز انتشارات علمى و فرهنگى.

ــــــــــــــــــ (۱۴۰۷) الکافی، تهران: دار الکتب الإسلامیه.

مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی (۱۴۰۳) بحار الأنوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

ــــــــــــــــــــــــــ (۱۴۰۶) روضه المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه، قم: مؤسسه فرهنگى اسلامى کوشانبور.

مصطفوى، حسن (۱۳۸۰) تفسیر روشن، تهران: مرکز نشر کتاب.

مکارم شیرازى، ناصر (۱۳۷۴) تفسیر نمونه، تهران: دار الکتب الإسلامیه.

نجفى خمینى، محمدجواد (۱۳۹۸) تفسیر آسان، تهران: انتشارات اسلامیه.

ورام‌بن‌أبی‌فراس، مسعودبن‌عیسى (۱۴۱۰) مجموعه ورّام، قم: مکتبه فقیه.